X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

اولین یادداشت من ....سحر....

جمعه 15 دی‌ماه سال 1385 01:16 ق.ظ نویسنده: دخت اسپادان نظرات: 6 نظر چاپ

با سلام به همه بازدید کنندگان محترم

من سحر هستم و از این به بعد شما به مراجعه به این وبلاگ می تونید یادداشت های من رو بخونید.

البته حضور من در این وبلاگ به مدت ۳ ماه هست که این به سبب مشکلاتی است که برای آقا مسعود پیش اومده.که حتما توی مطلب قبلی متوجه این موضوع شدید.البته این امکان وجود داره که من بعد از این ۳ ماه هم بازم با این وبلاگ همکاری کنم که این بستگی به شما داره که  از من خوشتون بیاد یا نه.

در کل  از این به بعد این وبلاگ توسط من به روز میشه و امیدوارم که با نظراتتون من رو کمکم کنین.

درباره بیوگرافی من هم به بخش؛شناسنامه من؛مراجعه کنین.

اولین مطلب رو هم تو همین پست میارم......

اگه کسی رودیدی....

اگه کسی رو دیدی که وقتی داری رد میشی بر میگرده و نگاهت میکنه بدون براش مهمی.......

اگه کسی رو دیدی که وقتی داری می افتی بر می گرده و با عجله میاد به طرفت بدون براش عزیزی...

اگه کسی رو دیدی که وقتی داری میخندی بر می گرده و نگاهت میکنه بدون براش قشنگی.........

اگه کسی رو دیدی که وقتی داری گریه میکنی میاد باهات اشک میریزه بدون دوستت داره........

و اگه کسی رو دیدی که وقتی داری با یکی دیگه حرف میزنی ترکت میکنه بدون عاشقته.......

آیا تا حالا هیچکدوم رو دیدید